اما اخبار جشنواره کذائی شعر فجر را خوندم َ خوب نتایج آن قابل پیشبینی بود .
همین روزها برای رفتن به استقبال سال نو میام ایران تا دوستانم رو هم ببینم. خیلی بی صبرم برای حرکت. قبلش می رم دهلی.
مقاله ای از آقای آزرم خواندم در باره شعر صوتی چیز زیادی متوجه نشدم که شاید دلیلش برگردد به مختوش بودن مبنای عینی صوتی بودن شعر و کانال های مختلفی که آقای آزرم به شعر تصویری َفرم در شعر و ابر متن زده بودند که نمی شد آنها را از هم تفکیک کرد اما با این همه با خواندن بقیه نوشته های آقای آزرم نوجویی و تلاش مستمر ایشان مرا تحت تاثیر قرار داد حتا اگر آنها را متعلق به دهه ۵۰ و ۶۰ در اروپاغربی و روسیه و امریکا ی مرکزی بدانم. این تلاش ها می تواند به عمل اجرا در شعر امروز ایران روحیه بدهد.
اعتصاب
من اعتصاب کرده ام
ریشه های مرغابی را در از چیده ام
و بی حرارت
تنها به رودخانه ای فکر می کنم
که هرگز وجود نداشته
خاطره ای در من نیست
در اعتصاب
نه هلال ماهی نه نسیمی در آستانه ی پرده
کف های دریا
شناور ترین بخش چشم هایم هستند
با گیس های درهم و
هیچ انتظاری که نمی کشم
