تبليغاتX
شیوه صفر درجه

شیوه صفر درجه

ادبیات و فلسفه

 

چه اوضاع شنگولی

دیگر برایم مفهوم دانشجو در ایران با زندان /عذاب/ تعلیق و هزار کوفت و زهرمار دیگر یکی شده. دلم برای روزهای بهتر تنگ است نمی دانم این برف ها کی آب می شوند تا سر این آقایان از توی برف بیاید بیرون.

هی وبلاگ ها و وب سایت ها را ورق می زنم همه جا پر شده از متولیان دولت شکسته بند که دارند جشنواره های اینجور و آنجور از خودشان منتشر می کنند و مبلغان و آدم هایی که اصلاْ نمی دانند برای چی کجا هستند. عجب اوضاع بی خودی است.

اما از ناله زیاد خوشم نمی آید در این فصل دو تا مجله به دستم رسید که چرتم را شکست کرد یکی دال  که عالی بود و دیگری سمرقند ویژّ ادبیات عرب که مرا به راه های نرفته برد. رمان بادبادک باز خالد حسینی را هم با ترجمه غبرائی خواندم چه خوب بود . دست دوست عزیزم مهرزاد درد نکند که این ها را از ایران برایم فرستاد . خودم هم بانزدیک شدن به پایان سال دارم برای برگشتن به ایران آماده می شوم.

اما اندر احوال دوستان ژست مدرن غزل پرداز و غزل نویس و وبلاگ ها و مقالاتشان مثل همیشه در عجبم این هم حتماْ از آن ناموزونی های ایرانی است . اما به هر حال بعضی از غزل هایشان مرا شگفت زده می کند.

یک موضوع جالب دیگر هم که این روز ها نظرم را جلب کرده نقد های پرتی است که گاه در باره شعر بعضی آدم ها می نوسند. مثلان نقدی خواندم از آقای ریاحی در مورد شعری از خانم احمدی که اصلان مایه شعر آنقدر پس بود که از نقد به اندازه یک هوا دور بود.

تقسیم

موهایم را بستم پشت گردن

قیافه مردانه می گیرم

اما می دانم که دست از پا

چشم     می بندم به اینکه قوطی ام

خالی   بریده

و آماده برای پرتاب

ساکم را که می گذاری کنارم می دانم باید فقط قیافه مردانه بگیرم

احمقانه است

تقسیم دونفر برای یک زندگی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 9:8  توسط افسانه حقیقی  |