تبليغاتX
شیوه صفر درجه

شیوه صفر درجه

ادبیات و فلسفه

جداْ دنیا جای خطر ناکی است. آدم از هیچ چیز سر در نمی آورد .یکی از دوستانم دی وی دی سریال مرد هزار چهره را برایم فرستاد و دیدم واقعاْ تهوه آور بود . این آقای کارگردان جداْ با خودش فکر می کند دنیا به اندازه همین دایره تنگ نگاه ایشان است . آخر چطور می توان اسم چنین لودگی را شوخی گذاشت . حالم بهم خورد.

از فروردین امسال روز به روز مصیبت رسیده . اما حوصله نوشتن در موردشان را ندارم.

این روز ها حال و هوای شعر در اینترنت ژر رونق است. شعر های خیلی خوبی خواندم. خصوصاْ در سایت وازنا و والس .کلی وب گردی می کنم و خوش گذرانی. عصر آدینه هم یک ویژه نامه جالب برای مجلات ادبی در آورده بود که هم باعث تعجب من شد و هم موجب باز شدن دریچه های تازه ای از معنای کار مطبوعاتی در ایران.

یک موضوع دیگر اینکه حجم مقالات خوب در حوزه ادبیات در این سال کم شده.

نامه اعتراض ناشران هم برایم هم درد آور بود هم خواندنی . آقای وزیر دست از سر فرهنگ بردارید؟

یک مجموعه شعر خوب هم همین روزها خواندم از حافظ موسویِ زن تاریکی کلمات و شعر های جدید اقای اکثیر که به نظرم خیلی از هم پاشیده و پر از ژست های آبکی بود. کتاب دوم گفتگو های رویایی را هم خواندم که کلی کیف کردم از این فلسفیدن های شاعرانه.

اما شعر جدید.

کوله پشتی

 

دختری تنها هستم در دهلی

خوب

چکار می کنی؟

یک درخت کاشته ام در باغچه

و از صبح به رشد آرام آن نگاه می کنم

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 17:6  توسط افسانه حقیقی  |