تبليغاتX
شیوه صفر درجه -

شیوه صفر درجه

ادبیات و فلسفه

 

پوشیدن از پشتاستخوان جویدن با

دندان شکسته!؟

جشن واره شعر فجر برگزار کردن به عنوان جشن ملی شعر در شرایط فعلی شبیه دولا دولا شتر سواری کردن است. می بخشید اما این روزها با دوستانم ایرانی شاعر و نویسنده در مورد این موضوع در اینجا زیاد صحبت می کنیم. که چقدر شرایط فرهنگی در ایران مسخره و ناهمگون شده. آخر مگر می شود با این حجم از سانسور توسط دولت َ دولت مدعی چنین گردهم آیی باشد.

مقاله ای  در مورد  پست مدرن و غزل نوشته آقای ساروی خواندم  که  در سایت دیگران منتشر شده بود . با توجه به اینکه دانشجوی دکترای فلسفه هستم آن هم در کشور صنعتی مثل هند که  این بحث ها را بیست سال است پشت سر گذاشته. و تقریباْ به خاطر لزوم تحصیل اکثر منابع جدی را به زبان اصلی در  زمینه پست مدرن مطالعه کرده ام می گویم که احتمالاْ در مورد تاویل سنت های اجرائی و فکری آقای ساروی دچار سوء تفاهم شده اند. غزل در  هستی شناختی خود متصل به جریانی است که جنس آن فارق از ارزش گزاری مثبت یا منفی، نمی تواند چنان جادو و تاخیری را در ارائه شدن تحمل کند. غزل از نام گذاری نوعی حس مقدم بودن در جنس و متکلم مطلق بودن در اجرا نسبت به دیگری دارد. من صحبت آقای موحد را( که ایشان هم اخیراْ در این مورد مصاحبه کرده) در مورد قالب های کلاسیک شعر بیشتر می پسندم.  

مگر اینکه آقای ساروی بپذیرند شعر زیر (که آخرین شعر من است) یک غزل پست مدرن است. 

بر برج بابل

زنانگی را به آسمان دادم

و ماه را گرفتم با سطحی پوشیده از سنگ لاخ های سخت

بر سینه گذاشتم

حالا مردانه کار می کنم

رانندگی

فروشندگی

بعضی روزها هم کارگر معادن عمیقم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 11:13  توسط افسانه حقیقی  |